X
تبلیغات
به وبلاگ محبان ولایت خوش آمدید

به وبلاگ محبان ولایت خوش آمدید

(السلام علیک یا ام المصائب زینب (س

درد و دل های من



سلام و درود خداوند بر امام عصر(عج) ، شهدا ، امام (ره )

من یک جوان متولد 1367 هستم که در استان شهید پرور خوزستان شهر اهواز به دنیا آمده ام بیست و یک سال از زندگیم می گذرد و در سال های متوالی از هشت سال ایستادگی و مقاومتی که جوانان دیارمان انجام دادند شنیده ام اما همیشه سوالی از خودم دارم آیا تا به حال توانسته ام راه شهدا و امام بزرگوار را ادامه دهم؟ این سوالیست که از خودم و امسال خودم می کنم مطمئنا جواب این سوال برای همه ی هم سن و سالهای من نه است چرا که در اطراف خودم در جایجای جامعه این را حس نمی کنم احساس می کنم همه فراموش کرده اند که زمانی در این مملکت کسانی خود را فدای دین ، شرف ، آزادگی و ناموس ما کردند اما حال ما چه کردیم ؟ تنها کاری که انجام دادیم این بود که همه چیز را فراموش کردیم خود را به شیطان درونمان سپردیم نه به ایمان و عقایدمان ، البته این را باید گفت که ما در زمانه ی بدی زندگی می کنیم . بد نه از لحاظ امکانات و تکنولوژی بلکه از لحاظ دین و دیانت ، در اکثر کشورهای جهان فساد و بی بند و باری غوغا می کند و این موضوع چند سالی است که در کشور مسلمان و از همه مهم تر شیعه یمان نیز دیده می شودحال سوال این است آیا شهدای ما رفتند خون و جان خود را برای بی بند و باری ، فساد و اینگونه مسائل فدا کردند ؟ آه، زمانه ی بسیار بدی ست زمانه ی بسیار بدی ست من وتو همه چیزمان را مدیون انها هستیم پس چرا ؟ باید به خود بیائیم چرا که آنها از ما توقع دارند و کمترین توقع آنها پشتیبانی من وتو از دین و انقلاب است انقلابی که آنها با خونشان پایدار نگهداشتند البته اگر توقع هم نداشته باشند انسانیت می گوید که نباید بگذاریم خون آنها پایمال شود شاید آن زمان جوان های مثل من وتو فکر این را نمی کردند که فردا زمانه طوری شود که همه از راه خدا غافل شوند آنها را فراموش کنند حتی بعضی از همرزمانشان که زمانی در کنار آنها بودند با هم برای اسلام و مردم کشورشان می جنگیدند اما حال هر کدام به سمتی راهسپار شده اند گروهی بنده ی دنیا شدند و یادشان رفت که زمانی به کجا می رفتند گرو هی دیگر نیز نمی دانند به سمت کدام راه بروند اما گروه آخر کسانی هستند که پایبند مانده اند و هر گاه یاد دوستانشان می افتند خجالت می کشند که به دنیا و زیبایی هایش دل ببندند ،و حتی فکر نمی کردند زمانه طوری شود که یک جوان( فرق نمی کند دختر یا پسر) مومن و پایبند به دین در جامعه اسلامی دیگر بین مردم جایی نداشته باشد یا به عبارت بهتر وجود او کم رنگ شود و فکر های دیگری که شاید در آن زمان حتی به ذهن آنها خطور نمی کرد امروزه یک جوان بسیجی در جامعه دیگر جایگاهی بین مردم ندارد عده ای بسیج و بسیجی را سود جو می دانند. آیا تا به حال به این فکر کرده ایم که چرا اینگونه است؟ آیا بسیج اوایل انقلاب با بسیج زمانی ما یکی است ؟ چراکه واقعیت این است امروزه بسیار از کسانی که در این ارگان وارد می شوند هنوز مفهوم بسیجی بودن را نمی دانند و معمولا اکثرا برای کارت و آیندهشان به این ارگان پا می گذارند بله وقتی همه ی ما هنوز با واژه مقدس بسیج آشنایی نداریم و فقط بسیج را به مسجد آمدن لباس آستین بلند پوشیدن و صورتی با محاسن می دانیم باید طوری شود که دیگر کسی به بسیجی در جامعه ای که همه چیزش به خاطر رشادت بسیجیان است اعتقادی نداشته باشد چرا که ما باید اخلاق و منشه بسیجی را به جوانان و نوجوانان یاد دهیم آیا با خود فکر کرده ایم علت ماندگاری شهدا و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس به لباس یا محاسنشان بوده؟ یا به ایمان و عقایدشان؟ ، به رفتارشان؟ ، به جوان مردیشان؟ و ... بوده است چرا باید اینگونه باشد ارگانی که روزی عده ای را در خود می دید که فقط به خدا و عمل در راه او ایمان داشتند حال وادی چه کسانی شده است به نظر شما باعث و بانی این موضع چه کسی است ؟ کسانی که در بسیج به عنوان مسئول کار می کنند باید بدانند هر گامی که برمی دارند باید برای خدا و بندگان خدا باشد و اگر غیر از این باشد باید روزی جوابگوی شهدا باشند چرا که با اعمالشان باعث بد نامی شهدا می شوند هر برنامه ای را برای بالا بردن عملکرد خودشان انجام ندهند و دنبال مسائل مفید عتقادی باشند آه ای خدای بزرگ، خیلی حرف ها هست که باید بگویم اما خیلی از ماها دیگر کمتر به این مسائل فکر می کنیم آنقدر مشکلات زندگی زیاد شده است که کمتر کسی را می بینیم هم دنیا را و هم آخرت را در کنار هم داشته باشد زندگی در جامعه ی امروزی با این همه مشکل چه از لحاظ دینی و اقتصادی و .... مرا گاهی اوقات به این فکر می برد که ای کاش من هم مثل شهدا بودم وبه سوی تو در راهت رهسپار می شودم و دیگر این زمانه را نمی دیدم نمی دانم حرفهای دل من حرفهای تو هست یا نه اما باید به خود آیم چرا که راه راست همیشه باز است کمی همت می خواهد که باید پیشه کنیم و به سمتش حرکت کنیم خدا نیز ما را در این راه مطمئنا کمک می کند اما در آخر از خداوند می خواهم که ما را در زمانه ی که به گفته ی خیلی ها آخر الزمان است و همه دشمنان و فریب خوردگان شیطان در سر تا سر این کره خاکی با هم ، هم پیمان شده اند که به جان شیعیان و مسلمانان جهان بیفتند و ظلم کنند ما را زیر سایه صاحب الزمان و عنایت ایشان محفوظ بدارد آمین یا رب العالمین
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 9:17  توسط محمد جواد نجفی  | 

سلام بر اهل بیت النبوه

باب الحوائج 
عباس تو کيستی که هفت آسمان زمزمه گر نام توست و هستی در تفسير وسعت روحی بی ساحلت مانده است! ای مهتاب آسمان کربلا، ای قمر شب های عشق، ای ساقی دشت سخاوت، تو کيستی که عظمت بر آستانت سر می سايد و فتوت و عشق در قاف وجود تو پر می ريزد؟ تو کيستی که پاک بازی و ايثار همزاد تو نيافته است و آب، آبرومندتر و زلال تر و سخاوتمندتر از تو نديده است؟ قامت بلند تو، قله عشق است که کوهنوردان فظيلت و شرف را به خود می خواند. سيمرغ دل هيچ عاشقی، آشيانی فراتر از تو نيافته است. ای ابوالفضل تمامی فظيلت ها، يک جا در سيمای تو و سويدای قلبت خانه گرفت ، مکرمت و عزت، غيرت و جوانمردی ، سخاوت و فتوت وامدار نام والای توست. هرکس عطش مکتب ابوالفضل دارد بايد ايثار را بشناسد، حمت را بفهمد و فتوت و آزادگی را در آينه بی غبار روحش ببيند. هرکس ابوالفضل را عاشق و آشناست، بی حسين گام بر نمی دارد و بی عشق نمی ميرد و بی اسب جوانمردی و فتوت در ميدان زندگی جولان نمی دهد. ای عباس چگونه ميتوان تو را ستود که فرزند برادر، شاهد تبدارکربلا، حضرت سجاد، فرمود: وقتی عباس عمويم در عرصه محشرحاضرشود همهً شهيدان بر او غبطه خواهند خورد؛ درخشش سيمايش، روشنای قيامت و عظمت و پايگاهش رشک شهداء خواهد بود. اگر صحرای آتشخيز کربلا، نامی آشنا تر از تو نداشت، اگر پناه و آرامش گاهی برای کودکان تشنه کام حسين جز تو نبود، بی شک در صحرای آتش خيز قيامت نيز، نام تو آشنا ترين نام هاست.

عباس(ع) در نگاه حضرت مهدی(ع)
مصلح بزرگ، حجت خدا و بقية الله الاعظم، امام زمان (عج) - قائم آل محمد (ص) در بخشى از سخنان زيباى خود درباره عمويش عباس (ع) چنين مى‏گويد: سلام بر ابوالفضل، عباس بن اميرالمؤمنين، هم درد بزرگ برادر كه جانش را فداى او ساخت و از ديروز بهره فردايش را برگزيد، آنكه فدايى برادر بود و از او حفاظت كرد و براى رساندن آب به او كوشيد و دستانش قطع گشت. خداوند قاتلانش، «يزيد بن رقاد» و « حيكم بن طفيل طايى» را لعنت كند... امام عصر - عجل الله تعالى فرجه - صفات والاى ريشه دار در عمويش، قمر بنى‏هاشم و مايه افتخار عدنان را چنين بر مى‏شمارد و مى‏ستايد: 1 ) همدردى و همگامى با برادرش سيد الشهداء (ع) در سخت‏ترين و دشوارترين شرايط تا آنجا كه اين همگامى و همدلى ضرب المثل تاريخ گشت. 2 ) فرستادن توشه آخرت با تقوا، خويشتندارى و يارى امام هدايت و نور. 3 ) فدا كردن جان خود، برادران و فرزندانش در راه سرور جوانان بهشت، امام حسين(ع). 4 )حفاظت از برادر مظلومش با خون خود. 5 )كوشش براى رساندن آب به برادر و اهل بيتش هنگامى كه نيروهاى ستمگر و ظالم مانع از رسيدن قطره‏اى آب به خاندان پيامبر (ص) شده ‏بودند.

حضرت عباس(ع) در نگاه امام صادق(ع)
امام صادق (ع)عقل ابداعگر و انديشمند اسلام و چهره بی مانند دانش بشری، عمويش عباس تجليل به عمل می آورد و با درود و ستايش های عطرآگين از او ياد می کند و مواضع قهرمانانه اش در روز عاشوراء را بزرگ می داشت.از جمله سخنانی که امام درباره قمر بنی هاشم فرموده است، عمويم عباس بن علی(ع) بصيرتی نافذ و ايمانی محکم داشت . همراه برادرش حسين جهاد کرد، به خوبی از بوته آزمايش بيرون آمد و شهيد از دنيا رفت. امام صادق(ع) يکی از برترين صفات مجسم در عمويش مورد شگفتی اوست نام می برد: ( ايمان و استواری ) يكى از صفات بارز حضرت، ايمان استوار و پولادين اوست. از نشانه های استواری ايمان حضرت، جهاد در كنار برادرش، ريحانه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بود كه هدفش جلب رضايت پروردگار متعال به شمار مى‏رفت. و همانطور كه در رجزهايش روز عاشورا بيان داشت از اين جانبازى كمترين انگيزه مادى نداشت و همين دليلى گوياست بر ايمان استوار حضرت.

 نسل اهل بیت
در مورد آنکه چرا قائم آل محمد از نسل حسين زاده شده و از اولاد امام حسن زاده نشده و چه علل و عواملی باعث شده که ذريه حسين به اين افتخار نايل شوند ، بحث هايی شده ؛ ليکن آنچه از اخبار استفاده می شود حادثه کربلا اين امتياز و فضيلت را به فرزندان حسين اختصاص داده . ابن شهر آشوب در مناقبت از عبد الرحمن به مثنای هاشمی نقل کرده که وی گويد ، به امام صادق گفتم : از کجا فضيلت و برتری به اولاد حسين نسبت به فرزندان امام حسن امد ؟ در حالی که هردوی آنها در يک ماجرا جريان داشتند ؟ فرمود : مگر اعتقاد نداريد آنچه را که من می گويم ؟ بدانيد که همانا جبرئيل بر رسول خدا فرود آمد و از تولد حسين و گشته شدن او خبر داد و سه مرتبه اين خبر تکرار شد . رسول خدا گفت : من چنين فرزندی را نمی خواهم . آنگاه پيغمبر اکرم علی را نيز طلبيد و او را مطلع ساخت . علی هم همان کلمه را گفت که من به چنين فرزندی احتياج ندارم و به فاطمه مطلب را گفتند ، او هم اظهار بی ميلی نمود . سپس جبرئيل نارل شد و فرمود : اين پسر و فرزندان او وارث من و پيشوايان دين من خواهند بود فاطمه عرض نمود : ای پدر! به قضای خدا رضا دادم. پس به حسين (ع) حمل يافت و بعد از شش ماه او را فرو گذاشت و فرزند شش ماهه ای زنده نمانده جز حسين (ع) و عيسی و به روايتی يحيی.

 دل اگر هست دل زینب کبری باشد      آفرین باد براین همت مردانه دل
در خانه علی ابن ابی طالب از فاطمه اطهر فرزند دختری به دنیا امد که او را زینب نام نهادند ، فرزندی که نه تنها زینت پدر شد بلکه در تاریخ پر فراز و نشیب پس از پیامبر توانست در بزرگترین نبرد حق علیه باطل ، نقش بزرگ وسرنوشت ساز داشته و پیامرسان انقلاب عاشورا باشد و برای همیشه تاریخ ، مسلمانان را مدیون فداکاری وایثارو شهامت خود سازد. زینب در خانه علی قوت قلب پدر ، انیس و مونس مادر و غمخوار برادرش حسین ابن علی بود ودر عرصه اجتماع ، پیامرسان سترگ ، سخنوری کم نظیر ، زاهدی شب زنده دار ، مجاهدی نسوه و الکو کامل زن معرفی شده در قران بود . او با شجاعتی تحسین برانگیز رو در رو یزبد و درباریانش به قوت و قدرت پیروزی حق ، وشکست باطل را اعلان نمود و فرمود : ( فکد کیدک واسع سعیک ، فوالله لا تمحوا ذکرنا ، و لا تمیت و حینا ...) یزید : هر حیلهای که داری به کار گیر و هر تلاشی که می خواهی انجام ده ، سوگند به خودا که هرگز نخواهی توانست نام ویاد مارا از ذهنها محو کنی و یا ایین و وحی ما را از میان برداری ... این سخنان را زن داغدیده ای بیان داشت که یزیدیان عزیزترین کسان او را با دلخراشترین وضع ممکن به شهادت رسانده اند و خود سرپرستی زنان و کودکان را بر عهده دارد که دلهایشان داغدار و اشکهایشان جاریست .دیری نپایید که پیروزی ظاهری و موقتی به سرعت سپری شود و پرچم خونرنگ عاشورا را به اهتزار در امد وانشاء الله تا همیشه تاریخ نیز در اهتزار خواهد ماند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 9:2  توسط محمد جواد نجفی  | 

نگرشى به مكتب اخلاقى و عرفان امام خميني(ره)

نگرشى به مكتب اخلاقى و عرفان امام خميني(ره) در سلسله عالمان اخلاق و صاحبان انديشه هاى تربيتى , كمتر كسى را مى يابيم كه ضمن دارا بودن افكار بلند معنوى و كردار ناب و شايسته سير و سلوكى , داراى ابعاد سياسى واجتماعى و ... نيز بوده باشد. بسيارى از ره پويان تزكيه و مرشدان سلوك , آنگاه كه به كندو كاواسرار خودسازى مى پرداختند,از قيل و قال مدرسه و درس مى گريختند و جامعه و خلق را رها مى كردند و به بهانه دل بستن به عرشيان , دامن از كوى فرشيان مى چيدند و چون هواى فناء داشتند,از واقعيت اين سرا بيگانه مى شدند. با پرداختن به اعتكاف در محراب , تاخت و تازابليسيان را نمى ديدند و از جنبش شب آوران و نقشه ظلمت آفرينان بى خبر بودند. لكن امام خمينى , رضوان الله تعالى عليه , آن پرفروغ ترين خورشيد فقاهت و سياست و طريقت , در پرتواسلام ناب محمدى ,از عرفان واخلاق نيز, ناب ترين شيوه و طريقت را برگزيدند. بااين كه در حلقه خاكيان مى زيست و زعيم پا به پاى غافله و كانون مهر براى همطريقانش بوداما همواره حماسه عروج ملكوتى مى سرود و پا بر فرق عالم فانى مى گذارداز اين روى , قطب عارفان واصل وامام سالكان سوخته دل شد. در عين اين كه لهيب لحظه هاى انفجار بود و صلايش رعشه براندام جباران مى افكند, ولى پيوسته در نماز عشق و نافله سحر, با حضور قلب مى زيست و زمزمه : [ هب لى كمال الانقطاع اليك]... را بر زبان داشت . از يك سو, پولادين رهبرى بود كه در متن سياست جهانى ,اراده و انديشه اش از شمشير برنده تر مى نمود و كمترين اعتنايى به قدرتهاى استكبارى و معادلات بين المللى نداشت واز سوى ديگر قيد هرگونه آلايش و گرايش به دنيا و تجملات را زده و زرق و برق ن را به ريشخند مى گرفت . ساده زيستى را زينت خود داشت و بر زراندوزان زورمدار به ديده انزجار مى نگريست .از يك طرف , قامت بلند قيام گشته و معمار مدينه ديانت واز طرفى ديگر, موذن معبد عشق و قافله سالار معنا. درنگاهى , كوخ نشينان را ولى نعمت و پابرهنگان را تكيه گاه مى شمرد و خود را خدمتگزارى حقير و نيازمند دعاى آنان واز قصور و تقصير در خدمت به آنان پوزش مى خواست و در نگاهى ديگر, فقيهى بود فاتح اسرار و كتاب وجودش گشوده و گويا براى همه اعصار. آنگونه كه از زهد و عبادت ريايى بيزار بود و به دور, درس و بحث توحيد را بدون تهذيب نيز, بى ثمر مى دانست . هرگونه علم واصطلاح بيگانه از تظهير را حجاب اكبر, مى شمرد.از يك نظر, داراى شكوهمندترين غيرت دينى , در دفاع از حريم شرع و ديانت , بود. سردمدار شرق را به هدايت مى خواند واصرار بر هلاكت گوساله سامرى غرب (رشدى ) داشت واز زاويه ديگر, در سرودن غزلهاى عارفانه و پيامهاى جانانه واسرار سير و سلوك دراوج كمال بود, خضر راهى كه باده ناب و شهد شيرين افاضاتش ساقى صهباى محبت ازلى مى گشت , نفس شفابخش مسيحائيش در تلخ ترين لحظه ها و دردناكترين فرصتها بهجت وانبساط مى آفريد. در متن سياست , عارف بود. در عين بودند با خلق هواى[ مع الله] داشت . به اين باور كه :اخلاقيون واهل معنا, كارى به سياست و زعامت دنيا ندارد و سراز كار خلق در نياورده واز جامعه و جماعات بيگانه اند, براى هميشه , مهر بطلان زد. امام , مكتبى را دراخلاق پى ريخت و روشى را در تهذيب پيش گرفت كه مانند ديگرابعادش , براى هميشه تاريخ , سرمشق گشت . شايسته است كه به درستى در ويژگيهاى آن دقت گردد و بر مبانى تعاليمش درنگ شود...برای خواندن ادامه این مطالب می توانید فایل آن را دانلود کنید

دانلود مطالبی نگرشى به مكتب اخلاقى و عرفان امام خميني(ره)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:57  توسط محمد جواد نجفی  | 

شهدا


وصيت نامه بسيجي شهيد عبدالحسين دسترنجي

با درود و سلام فراوان به امام زمان (عج) ياري دهنده رزمندگان درسنگر و با درود به رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران و با درود فراوان بر روان پاك شهيدان كه جان خود را جهت پيروزي انقلاب اسلامي فدا كردند « آمين يارب العالمين » من از روزي كه از منزل خارج شدم براي رضاي خدا قدم برداشتم و از همه چيز بريدم و اميدوارم كه خداوند متعال مرا مورد تأييد قرار داده باشد براي اين به جبهه آمدهام به اين اميد كه بتوانم قدمي در راه بثمر رسيدن انقلاب اسلامي برداشته باشم.ازخدا مي خواهم كه مرا هم جزءجهادگران مخلص خود قرار دهد. « انشاءالله» من در اين لحضه از زندگي ام احساس مي كنم كه بهترين و خوشترين لحضات عمرم را ميگذارانم مرا كه انتخاب اين راه و آمدنم به جبهه با آزادي خاطر و تشخيصم براي اينكه دينم و مكتبم نياز به كمك دارد پس چه انتخابي از اين بالاتر كه خدا از ما خريدار جان ماست و گونه مي توانم دعوت براي حضور در جبهه را لبيك نگويم. از شما خانواده متدين و حزب الهي تشكر مي كنم از اينكه اجازه داديد تا در اين جهاد مقدس شركت كنم و اميدوارم كه خداوند ثوابي از اين عمل خير و خدا پسند را نصيب شما كند . و از شما مي خواهم كه مرتب به مسجد برويد و آن را كه امام (ره) سنگر خواند خالي نكنيد. براي سلامتي رزمندگان ، امام (ره) و مسئولان مملكتي دعا كنيد و پشتيبان آنها باشيد . به اميد پيروزي رزمندگان پرتوان اسلام و با اميد فرج آقا امام زمان (عج) و سلامتي رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران امام خميني (ره) . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي (عج) خميني (ره) را نگهدار تاريخ شهادت : 16/7/1362 محل شهادت عمليات والفجر مقدماتي منطقه عملياتي خيبر پاسگاه زيد

قسمتي از وصيت نامه سردار شهيد حاج عبدالحسين آقايي

شكر خداوند را كه سعادتي نصيبم نمود كه در آرزوي وصل محبوب خويش سر از پا نشناخته ، اهل و ديار را پشت سر نهاده و راهي جبهه آن معبد بزرگ ، آن مكان مقدس كه در آن رنگ و بوي دنيوي نيست و هر آن چه هست معنويت است و عشق ، بشتابم . اين چه سرو سودايي در وجود انسان است كه تابع ظواهر فريبنده اين دنياي فاني خواهد شد و هماندم كه احساس رفتن از اين مكان به آخرت را مي كند شروع به ندامت مي كند . حال نميدانم كه اين مهمان پر ازغم و درد كه تحفه اي جز توبه و ندامت و شرمندگي از ارتكاب گناه را ندارد پذيرا خواهد بود . بارالها پس از كوتاهي ورزيدن و اسراف بر نفس خود ، عذر خواه و پشيمان و شكسته خاطر و اقراركننده و توبه كننده به در گاهت آمدم و از آن چه از من سر زده است پناهگاهي نمي بينم . خداوندا پس عذرم را بپذير و به شدت پريشانيم رحمت فرست . حال كه احساس مي كنم تا چند روز ديگه دنيا نخواهم بود و از پدر و مادرم طلب بخشش و مغفرت دارم و التماس دعا دارم . صبح 18/11/1364 ساعت 10 صبح

وصيت نامه پاسدار رشيد اسلام شهيد شهرام صفائي

«يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي» سوره فجر

اي نفس آرميده بازگردد بسوي پروردگارت ، كه تو خشنود و اوراضي از توست و در صف بندگان خاص من در آري و با خشنودي در بهشت من داخل شو . حسين (ع) بخدا ديدن تو لياقت ميخواهد ، حسين(ع) تو گلي بودي كه آنچنان در خاك و خون غلطيدي كه تو را خواهرت هم نشناخت پس ما چطور تو را بشناسيم . حسين(ع) نميدانم چرا وقتي نام تو مي آيد همه گريه مي كنند ولي من اينقدر گناهكار هستم كه هنوز تو را نشاختم، پس چطور پيش تو بيايم ، حسين(ع) جان بار ديگر خود را آماده پرواز كرده ام . اما از تو خواهش مي كنم اين بار مرا بپذير و درِ خانه ات را به روي من باز كن . ميدانم ، كه بندگان خدا را دوست داري و مابندة گناهكار خدا هستم و از دوستان مهربانم مي خواهم كه جبهه يادشان نروي و اگر نمي توانند به جبهه بيايند در پشت جبهه كمك كنند كه انشاأ اله خداوند به شما اجر عظيم عنايت بفرمايد . مادر مهربانم ، وقتي خبر شهادت مرا آوردند ناراحت نشو و گريه نكن ، فقط از تو مي خواهم كه بياد زينب (س) باشي كه 72 تن از فرزندان خود را با بدنهاي تكه تكه ديد . و اما پدر عزيزم از شما ميخواهم كه هميشه بفكر امام ( ره ) باشيد و پشتيبان ولايت فقيه باشيد و قدر انقلاب را بدانيد كه اين انقلاب نوري است كه از تاريكي محض تابيده و قرآن تاريكي را محو گردانيد و خود را نشان داد . خواهران مهربانم هميشه بياد زهرا(س) باشيد و مثل حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) رفتار كنيد و با حجاب بيرون بيائيد كه انشاء الله خداوند هرچه زودتر شر بي حجابان از كشورمان كمتر بگردان. در آخر

« به تمامي بچه هاي مسجد ابوالفضل (ع) سلام برسانيد و خداوند تمام بچه هاي پايگاه امام خميني (ره) را حفظ بگرداند».

آخر چه باشد در اين دنيا جز مرگ و چه مرگي زيباتر از شهادت دوست دارم كه روم پيش معبودم با بدن تكه تكه روم پيش معبودم

حسين (ع) به خدا ديدن تو لياقت ميخواهد حسين (ع) تو گلي بودي كه آنچنان در خاك وخون غلطيدي كه تورا خواهرت هم نشناخت پس ما چطور تورا بشناسيم حسين (ع) نميدانم چرا وقتي نام تو مي آيد همه گريه مي كنند ولي من اينقدر گناهكارم هستم كه هنوز تو را نشناختم پس چطور پيش تو بيايم ، حسين جان بار ديگر خود را آماده پرواز كرده ام، اما ازتوخواهش ميكنم اين بار مرا بپذير ودَر خانه ات را بر روي من باز كن ميدانم كه بندگان خدا را دوست داري وما بنده گناهکار خدا هستيم.

بندة گناهكار خدا شهرام صفايي 3/12/65 ومن الله التوفيق

************************************************************************************

وصيت نامه بسيجي شهيد غلامعلي دهقان

و اينك در كربلاي ديگر ، در زماني ديگر ، با امام خود همچون حسين(ع) مي ايستيم دين خود را به اسلام ادا مي كنيم و از ايمانمان و دينمان دفاع مي كنيم . مي دانيد كه ا مام اين رهبر بزرگ، مرد تاريخ، اين برهه از زمان را بر ما تكليف كرده و اين موقعيت حساس كه جهان در مقابل كشور ما ايستاده و آخرين توطئه هايشان را، كشور ما برملا كرده است واين شكي نيست كه چون ما اسلام را داريم نمي توانند با ما مقاومت كنند و هيچ كسي نمي تواند با اين انقلاب باشد مگر ايمان داشته و در كليه سختي ها شكست نخورد و اين را اطمينان داشته باشيد افرادي را كه اينك به انقلاب اهميت نمي دهند با توطئه هاي آمريكا شريك هستند و بايد جوابگوي خدا باشند . من دراين دنيا قلبم تاريك بود، هواي نفسم را كنترل نكردم وهميشه اسير نفسم بودم ولي در اوايل جنگ در موقعي كه پا در بسيج نهادم اين مدرسه عشق، عشق به لقا الله خود را يافتم كه چه كسي هستم و آن يك بنده عقب مانده ، احساس كردم جهالت سر تا پا مرا گرفته، جهالتي كه اگر اسيرانسان شود ممكن است به خسر الدنيا و الاخره كشانيده شود و انسان بدبخت مي شود. ياران همه رفته و ما مانديم . همه بدانيد ما در اين دنيا شعور نداريم كه شهادت را درك كنيم . بخدا دنيا ارزشي ندارد و اگر حال پشيمان نشويد آخر عمر فايده اي ندارد. بخدا در ا ين دنيا در ك نمي كنيد. فرصت را غنيمت بشماريد . ما كه فرصت را از دست داديم . دست از ماديات برداريد. بخاطر گراني به دولت ناسزا نگوئيد بخدا دولت ما انقلابي ترين دو لتهاي كل جهان است و كل جهان با آن دشمن هستند و قدر اين رهبر ما را بدانيد هركس به امام بدبين است حق ندارد كه در تشيع جنازه من شركت كند مجدداً تكرار مي كنم بخود بياييد . فرصت را از دست ندهيد نماز را به وقت بخوانيد زيرا نماز به وقت است كه انسان را به سعادت مي رساند . مواظب دهانهايتان باشيد . غيبت افراد را به خاطر سرگرمي نكنيد . بعد از نمازهايتان دعا به جان امام را فراموش نكنيد . به دوستانم توصيه مي كنم كه هميشه به اطاعت از فرامين اما م گوش دهيد و ديگران را تشويق همين تكليف الهي بكنيد. واين را بدانيد كه انقلاب به پيش نمي رود مگر با خونبهاي يك يك ما اين را هم بدانيد جاي همه ما در موعودگاه معاد روز قيامت است وسعادت است و سعادت نمي رسيد مگر با شهادت در راه خدا و اگر حق الناس به گردن پيدا كرديد به آن توفيق واقعي كه شهادت واقعي باشد نمي رسيد و هركس به دولت و جنگ شك دارد به اشتباه است اگر مي خواهد ببيند كه انقلاب منحرف شده يا نه همين بس كه داراي يك رهبر ثابت و مورد اطمينان كل ملتهاي تحت ستم هستيد. والسلام غلامعلي دهقان فرزند محمد علي عمليات كربلاي 4 گردان جعفر طيار 4/10/1365

 

**************************************************************************************** 

وصيت نامه شهيد بيژن كلانتر هرمزي

هرنفسي شربت مرگ را خواهد چشيد و محققا روز قيامت همه شما به مزد اعمال خود كاملا خواهيد رسيد پس هركس خود را از آتش جهنم دور داشت وبه بهشت ابدي در آمد چنين كسي پيروزي و سعادت ابد يافت ( وبدانيد ) كه زندگي دنيا متاعي فريبنده نخواهد بود محققا شما را به مال آزمايش خواهند كرد ... سوره آل عمران آيه 185 شكر مخصوص خدائيست كه ما را آفريد ودر شرايطي قرار داد كه مي توانيم در سپاهي همانند سپاه امام زمان (عج) باشيم ونداي هل من ناصرا ينصرني ابا عبدالله حسين (ع) را باخون خود پاسخ گوئيم خداوندا درود فرست بر محمد و خاندان و فرزندان او ٍ؛ خدايا درو فرست بر رهبر انقلاب و ... شهيدانمان كه در روي زمين بهترين بندگانت هستند . سلام خدمت محضر مبارك آقا امام زمان ( عج ) وسلام خدمت كسي كه نامش براي هميشه در قلوب مومنين زنده مي ماند و همانند ستاره اي پر نور در تاريخ بشريت مي درخشدآري امام امت را مي گويم . نجي اين ملت را سلام بر همرزمان عزيزم كه بعد از من هستند نمي گذارند سلاح خونينم بر زمين بماند ،سلام جانبازان عزيز آنانيكه درس ايثار را به دنيا آموختند ؛ عزيزان به وحدانيت خداوند قسم هيچوقت نتوانستم در چشمان شما نگاه كنم چون در مقابل هديه اي كه شما به خدا داديد من چه كرده ام واي بر ما ، سلام بر اسيرانمان كه سالهاست تحمل شكنجه هاي روحي وجسمي هستند و سلام بر خانواده معظم شهدا واسرا كه صبر را به امت ما آموختند و سلام بر خانواده گراميم كه توانستند امانتي را كه به آنها واگذار شده بوئ به نحو عالي حفض كرده و باز پس دهند اميدوارم خداوند صبري عظيم به آنها عطا كند كه در حفظ اسلام كوشا باشند . از خانواده و فاميل عزيزم حلاليت مي خواهم مرا ببخشيد دوست داشتم فرصت بود و دستتان را مي بوسيدم وحلاليت مي گرفتم اما وقتي ديگر باقي نماند و در شبهاي آينده بايد دشمن اسلام را درخون نجس خود شناور كنيم در اينجا صحبتم با نتمامي امت اسلام است چشمان خود را باز كنيد و گوشهايتان را را نيز شايد هنوز بتونيد صداي هواپيماها يشان را بفهميد ويا گوشتهاي تكه تكه شده را در كف خيابانهاي اهواز ببينيد و بفهميد ما چرا از زندگي خود ميزنيم و در جبهه ها هستيم اي كسانيكه اين صحنه ها را مي بينيد وصدايتان در نمي آيد ويا منافقان دم از خاتمه جنگ مي زنيد بدانيد كه مسلمان نيستيد و انسانهاي پست و ذليل هستيد خدا رحمان است توبه كنيد بس است ديگر من چه مي توانم بعنوان وصيت بگويم وقتي همه چيز را قرآن گفته است وقتي همه چيز را فرق شكافته امير المومنين وگلوي پاره ابا عبدالله و خون مطهر و گلگون شهيدانمان گفته شده است آيا من حقير بار ديگر بايد حرف بزرگان را بگويم بگويم برادر مسلمان واجباتت را انجام بده واز منكرها پرهيز كن جبهه ها را خالي نگذار ؛ مسجدها را حفظ كن ويا اي دختر مسلمان حفظ حجابت را كن و فريب و سوسه هاي شيطان را نخور يا اي امت مسلمان امامتان را همچون چشمانتان حفظ كنيد مساجد را خالي نگذاريد ،آري من نيز مي گوييم اما با جوهر خون خود وبر كاغذ دشتهاي سرزمين اسلامي اميدوارم خداوند امام امت را حفظ كند هر عصر پنجشنبه ديدار با شهدا و صبح جمعه ديدار با خانواده شهدا را درميعادگاه نماز جمعه فراموش نكنيد . اميداورم خداوند مرگ مار ار شهادت در راهش قرار دهد وما را با ايمان از دنيا ببرد خداوند حفظ كند رزمندگان اسلام را ايينان سرمايه هاي اين امت هستند . والسلام عليكم و... 30/9/ 1365 ماه آذر ساعت يازده صبح
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:53  توسط محمد جواد نجفی  | 

مناجات امام سجاد با پروردگار

فرازهای زیبای امام سجاد در مقابل پروردگار * از دعای ابو حمژه ثمالی*

۱-خدایا چه شد که هر چه با خود عهده کرده و گفتم که از این پس سیرتم نیکو خواهد شد و به مجامع اهل توبه و مقام توابین نزدیک می شوم بلیه و حادثه ای پیش آمد که به عهد ثابت قدم نماندم و آن بلیه میان من و خدمت حائل گردید شاید تو از در گاهت لطفت مرا رانده ای و از خدمت بنده گیت مرا دور ساختی

 2- شاید دیدی حق بندگیت را خفیف شمردم بدین جهت مرا از درگهت دور کردی

 3- یا انکه دیدی من از تو روی گردانم بدین سبب بر من غضب فرمودی

 4- یا آنکه در مقام دورغگویان یافتی لذا از نظر عنایتت دور افکندی

 5- یا شاید دیدی شکر گذاری از نعمت هایت نمی کنم مرا محروم ساختی

 6- یا شاید مرا در مجالس اهل علم نیافتی و خواری و خذلاتم انداختی

 7- یا شاید مرا در میان اهل غفلت یافتی بدین جرم از رحمتت نا امیدم کردی

 8- و یا شاید دیدی در مجالس اهل باطل و با مردم فاسد الفت گرفته ام مرا میان آنها واگذاشتی

 9- و یا دوست نداشتی دعایم را بشنوی از درگاهت دورم کردی

 10- ویا شاید به جرم و گناهم مکافات کردی

 11- یا شاید به بی شرم و حیا یی با حضرتت مجازاتم نمودی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 8:50  توسط محمد جواد نجفی  |